وقوع مضیقهی ازدواجی تا سال 1390 را برای دختران و در دههی 1390 برای پسران را پیش بینی کرده اند. محمودیان (1385: 132) نیز با مقایسهی تفاوت سنی زوجین روستایی و شهری نشان داده است که در میان زوجین روستایی میزان ازدواجهایی که زن از شوهر مسنتر است بالاست و وی عامل احتمالی این امر را در مضیقهی ازدواجی ناشی از مهاجرت بیشتر مردان از روستاها دانسته است.
مطالعات بسیاری بر وجود ارتباط بین فاصلهی سنی زوجین و مضیقهی ازدواجی تأکید دارند (ویلسون و اسمالوود 2008؛ عثمان و شاد 2003 ؛ کارمایکل78 1988 ؛ پرستون79 و استرونگ80 1986 ؛جعفری مژدهی 1382 ؛ احمدی و همتی 1387).
مهاجرت81، علاوه بر اینکه از طریق تغییر در نسبت جنسی افرادِ در سن ازدواج و ایجاد مضیقهی ازدواجی میتواند بر فاصلهی سنی زوجین تأثیرگذار باشد (درودی آهی 1381 ؛ جعفری مژدهی 1382 به نقل از: محمودیان 1385: 131)، از طرق دیگری نیز می تواند باعث تغییر در فاصلهی سنی زوجین شود. طبق نظریهی گزینش مهاجرتی، مهاجران دارای ویژگیهای خاصی هستند که آنان را از افراد جامعهی مبدأ و مقصد جدا میکند (ویکس 1385: 280). به عنوان مثال، اکثر مهاجران را افراد در سنین جوانی تشکیل میدهند، آنان دارای انگیزهی زیادی برای پیشرفت، و دارای آگاهیها و ارزشهایی متفاوت با جامعهی مبدأ و جامعهی مقصد هستند. از یک طرف، این ویژگیها میتواند مبنایی برای متفاوت بودن فاصلهی سنی آنان در ازدواج محسوب شود و از طرف دیگر، طبق فرضیه ی انطباق، مهاجران به تدریج با جامعهی مقصد انطباق مییابند و با افزایش مدت اقامت، رفتار و وضعیت آنها بیشتر به جامعهی مقصد نزدیک میشود. بنابراین، فاصلهی سنی زوجین مهاجر نیز با طولانی شدن مدت اقامتشان باید به فاصلهی سنی زوجین بومی مقصد نزدیک شدهباشد. به این معنی که با افزایش مدت اقامت مهاجران ازدواج نکرده در جامعهی مقصد، میزان مشابهت فاصلهی سنی آنان به فاصلهی سنی زوجین بومی جامعهی مقصد افزایش مییابد. البته، شکل انطباق مهاجران نیز مهم است. مهاجران به یکی از انواع انطباق در جامعهی مقصد دست مییابند. “اگر هدف ارتباط بیشتر مهاجران با جامعهی کل باشد، ممکن است رویکرد همانند شدن82 انتخاب شود؛ اگر هدف حفظ هویت فرهنگی مهاجران باشد، ممکن است جدایی83 رویکرد مناسب باشد؛ اگر هیچکدام از اهداف قبلی مدنظر نباشد، رویکرد در حاشیه بودن84 انتخاب میشود؛ و اگر هر دو هدف اول مورد نظر باشد، رویکرد ادغام85 بهترین گزینه خواهد بود” (بری86 1992: 72 ؛ هاتنیک87 1986: 153 به نقل از: محمودیان 1386: 45-46). با توجه به اینکه مهاجران به کدام نوع از انطباق دست یافته باشند فاصلهی سنی آنان میتواند متفاوت باشد. به عنوان مثال، اگر به شکل رویکرد جدایی انطباق دست یافته باشند، محل سکونتشان از جامعه ی مقصد جدا میشود، پس فاصلهی سنی این گونه مهاجران احتمالاً با بومیان متفاوت خواهد بود. اما، اگر به رویکرد همانندشدن در انطباق دست یافته باشند در این صورت، احتمالاً فاصلهی سنی گروه مهاجر و گروه اکثریت، همانند و مشابههم خواهد بود.
بنابراین، طبق نظریهی انطباق و گزینش مهاجرتی، فاصلهی سنی مهاجران با توجه به شرایط مختلف، میتواند با جامعهی مبدأ و یا مقصد متفاوت باشد و یا اینکه، هم با جامعهی مقصد و هم مبدأ، متفاوت باشد و شکل جدیدی از فاصلهی سنی در میان مهاجران وجود داشته باشد.
همچنین، طبق نظریهی مبادله میتوان فاصلهی سنی مهاجران در ازدواج را مورد بررسی قرار داد. به این صورت که اگر فرد مهاجر دارای ارزشها و فرهنگ متفاوتی با جامعهی مقصد باشد و بخواهد با فردی از جامعهی مقصد ازدواج بکند در این صورت، فرد مهاجر برای مورد پذیرش قرار گرفتن توسط همسر بومی بالقوهی خود در جامعهی مقصد، میبایست سرمایهی مادی یا فرهنگی برای عرضه در مقابل این مورد داشته باشد تا ازدواج وی با فرد بومی صورت پذیرد و اگر فرد مهاجر دارای سرمایهی مادی نباشد باید از سرمایهی فرهنگی خود مانند سن، هزینه کند یا اینکه، باید سرمایهی مادی خود را با سرمایهی مادی همسر بومی بالقوهاش، متوازن سازد تا مورد پذیرش وی قرار گیرد که این امر میتواند باعث تفاوت در فاصلهی سنی زوجینی که یک طرف آن را فرد مهاجر تشکیل میدهد و فاصلهی سنی زوجینی که هر دو مهاجر یا هر دو بومی هستند شود. البته، اینکه فرد مهاجر دارای مبدأ و مقصدی شهری یا روستایی و یا شهری مدرنتر یا سنتیتر و یا روستایی مدرنتر یا سنتیتر باشد نیز میتواند در نوع فاصلهی سنی آنان مؤثر باشد.
یافتههای برخی از محققین (اتکینسون و گلاس 1985: 690 ) نشان داده است که بین تولد در خارج از کشور و فاصلهی سنی بالای زوجین همبستگی مستقیمی وجود دارد.
2-3- مروری بر ادبیات تجربی پژوهش
کسترلاین و همکاران (1986) تحقیق جامعی در مورد تفاوت سنی زوجین در بُعد ملی و بین المللی انجام دادهاند. آنان با بیان اینکه تفاوت سنی زوجین اهمیت قابل ملاحظهای در خودش دارد به پیامدهای آن بر باروری، استحکام رابطهی زناشویی و استفاده از وسایل پیشگیری از حاملگی تأکید کرده اند.
پایهی نظری این تحقیق به سه دسته تقسیم شده است که عبارتند از: 1- الگوهای موجود تفاوت سنی زوجین، ممکن است به وسیله ی گروهی از عوامل مرتبط روان شناختی، فرهنگی، ساختاری و اجتماعی، تعیین شده باشند. 2- همسرگزینی رابطه ی تصادفی با تفاوت سنی دارد. 3- محدودیت ساختار سنی زنان و مردان واجد شرایط در بازار ازدواج، الگوی تفاوت سنی زوجین را تعیین می کند.
کسترلاین و همکاران در این تحقیق، با استفاده از دادههای 28 کشور در حال توسع
ه به تحلیل تفاوت سنی زوجین پرداخته است. دادههای مربوط به بررسی باروری جهانی88 بر روی 48826 زوج ازدواج کرده برای اولین بار در طول 10 سال منتهی به پیمایش از 28 کشور جهان (9کشور آفریقایی، 11کشور آسیایی، 8کشور آمریکایی) در این مقاله مورد استفاده قرار گرفته است.
یافتههای این تحقیق نشان داده است که تفاوت سنی زوجین در کشورها متفاوت است. در 9 کشور تفاوت سنی در دامنه ی 4 تا 5 سال، در 7کشور، کمتر از 4سال، و در 13کشور، بیشتر از 5سال است. در 10 درصد ازدواج ها در کشورهای آسیای جنوب شرقی و آمریکای لاتین، زنان از شوهران مسن ترند. در منتهی الیه دیگر، در پنج کشور آفریقایی و بنگلادش، تنها در یک درصد یا کمترِ موارد، زنان از شوهران مسنترند و در 15درصد موارد، شوهر حداقل 15 سال از همسر مسنتر است.
همچنین، طبق یافتههای این تحقیق، در 25کشور مورد مطالعه، حداقل 50درصد از تفاوت سنی زوجین با اطلاع از سن شوهر به هنگام ازدواج تبیین می شود، در حالی که در بعضی از کشورها، کمتر از 10درصد تفاوت سنی زوجین از طریق سن ازدواج زنان مشخص می شود. دلیل اهمیت و تعیین کنندگی سن ازدواج مرد این است که زمان ازدواج مردان از مجموعه ی گوناگونی از عوامل، اثر می پذیرد. در صورتی که زمان ازدواج زنان، انعطاف پذیر است و به سیله ی عوامل معدود فرهنگی و اجتماعی تعیین می شود که به راحتی قابل تشخیص نیست و فقط سطح تحصیلات آنان قابل ارزیابی است که تحصیلات هم اثر مشابهی بر روی هر دو جنس دارد.
تحلیلهای مربوط به سطح بین المللی بیانگر این است که ترجیح تفاوت سنی زوجین می تواند به وسیله ی سازمان اجتماعی و سیستم خانواده تبیین شود. به این صورت که با ثابت ماندن سایر عوامل، همبستگی معکوسی بین تفاوت سنی و پایگاه زنان وجود دارد. اگر پایگاه زنان از شاخص های برابری جنسیتی باشد در این صورت با افزایش برابری جنسیتی، تفاوت سنی کمتر می شود. البته پایگاه زنان، متأثر از سیستم خانواده است. بنابراین، در جوامعِ با سیستم پدرسالاری – که پایگاه زنان در آن پایین است- تفاوت سنی زوجین باید نسبتاً زیاد باشد. چون عروسی که به خانواده ی شوهر تغییر مکان میدهد باید داری سن کمتری باشد تا در برابر نقش های مورد درخواست خانوده ی شوهر شکل پذیرتر باشد. در مقابل، میانگین تفاوت سنی در جوامع با سیستم خویشاوندی نومکانی باید کمتر باشد. احتمالاً پایگاه زنان در چنین جوامعی بالاتر است.
نوسازی از طریق گسترش تحصیلات در میان زنان، باعث تغییر ساختار خانواده های جوامع در حال توسعه می شود و موجب اشاعه ی الگوهای ازدواج غربی و ترک نقش های جنسیتی سنتی میشود.
محدودیتهای ساختار سنی در بازار ازدواج می تواند تفاوت سنی زوجین را تبیین کند. اگر در انتخاب همسر، ترجیح سنی وجود داشته باشد افراد آمادهی ازدواج باید در مقابل ساختار سنی برای انتخاب همسر با همدیگر رقابت کنند. بر فرض مثال، در جامعهای که باروری جامعه در حال افزایش است بعد از اینکه این افراد به سنی ازدواج می رسند، ترجیح سنی در ازدواج (شوهران مسن تر از همسران باشد) باعث بروز مضیقه ی ازدواجی به نفع مردان می شود. ازدواج زنان با شوهران جوانتر -و یا اگر چندهمسری مرسوم باشد – می تواند راه حل چنین پدیده ای باشد که باعث کاهش تفاوت سنی زوجین می شود. برعکس، اگر در جامعه ای که با کاهش باروری روبهروست در این صورت، مضیقهی ازدواجی به نفع دختران رخ خواهد داد. به طوری که تقاضای ازدواج از طرف مردان، بیشتر از مقدار عرضه دختران برای ازدواج خواهد شد. در چنین شرایطی، اگر کاهش باروری، تداوم داشته باشد فاصلهی سنی زوجین باید افزایش یابد و یا میزان تجرد مردان افزایش خواهد داشت. البته، اشاعه ی ازدواجهای همسن می تواند از بروز چنین پدیده هایی پیشگیری به عمل بیاورد که منجر به کاهش تفاوت سنی زوجین می شود.
در مجموع، در این تحقیق نتیجهگیری شده است که تفاوت سنی زوجین، محصول تصادفی توزیع های تعیین شده ی زنان و مردان در ازدواج نیست و دارای قواعدی است. به این صورت که ازدواجهایی که زن از شوهر مسنتر باشد کمتر رخ می دهد. همچنین، ساختار خویشاوندی و پایگاه زنان که رابطه ی نزدیکی باهم دارند تعیین کننده ی تفاوت سنی زوجین است و در جوامعی که سازمان خویشاوندی پدرتباری در آن رایج است تفاوت سنی، نسبتاً زیاد است. اما در جامعهای که پایگاه زنان به صورت برابر است فاصله ی سنی زوجین، کمتر است که این برابری پایگاه زنان و مردان از طریق فرایند نوسازی می تواند بهبود یابد. و در نهایت اینکه طبق تحقیق کسترلاین و همکاران (1986) محدودیت های ساختار سنی، اهمیت کمتری نسبت به عوامل اجتماعی و فرهنگی در تبیین تفاوت سنی زوجین در بین جوامع دارد.
مقالهی «تغییرات فاصلهی سنی زوجین در استرالیا» در طول دورهی 1921 تا 1995، تفاوت سنی زوجین را بررسی کرده است و کاهش فاصلهی سنی زوجین از6/3 سال (شوهران 6/3 سال مسنتر از همسران) در سال 1921، به 6/2 سال در 1995 را بدست آورده است که دلالت بر تغییر ترجیح سنی در انتخاب همسر دارد. همچنین، سهم ازدواج های با تفاوت سنی 5سال یا بیشتر (به نفع شوهران) در سال 1995 نسبت به سال 1921 کاهش یافته است و در مقابل، ازدواجهایی با اختلاف سنی نزدیک به یک سال، بزرگ ترین گروه مزدوجین بوده است. البته، الگوی رایج، مسن تر بودن شوهران از همسران را نشان می دهد. به این صورت که شوهران در سال 1995 در بیش از دوسوم ازدواج ها از همسرانشان بزرگ تر هستند. در کل، این مقاله کاهش تفاوت سنی زوجین در طول زمان در استرالیا را بدست آورده است.
ر
اوت هنکوک و دیگران (2003) «تغییرات در توزیع تفاوت سنی ازدواج در انگلستان و ولز» را بین سال های 1963 و 1998 و پیامد آن را مورد بررسی قرار دادهاند. طبق یافتههای این تحقیق، میانگین تفاوت سنی زوجین از 5/2سال در 1963 به 1/2سال در 1998 کاهش یافته است و میانهی تفاوت سنی زوجین از 3 سال به 2سال در همین فاصله کاهش یافته است. تفاوت سنی زوجین با سن ازدواج مردان رابطه ی مثبتی دارد و افزایش سن ازدواج زنان در ابتدا باعث کاهش فاصلهی سنی و سپس باعث افزایش فاصلهی سنی زوجین می شود. به طوری که میانه ی سنی ازدواج مردان و زنان به ترتیب، از 24 و 21 سال در 1963 به 31 و 29 سال در 1998 افزایش یافته است که با کاهش تفاوت سنی زوجین همراه بوده است. البته، میانهی تفاوت سنی زوجین در ازدواج هایی که مردان قبلاً حداقل یکبار ازدوج کرده اند خیلی بیشتر است، به ترتیب از 6 سال در 1963 به 5 سال در 1998

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید