خشونت آميزي كه به طور روز افزون ماهيت قومي پيدا كرده‌اند، با شدت بيش‌تري رخ مي‌دهند و موجب نابودي جوامع و بي‌خانمان شدن ميليون‌ها نفر گشته‌اند. افراط‌گرائي سياسي و تروريسم همچنان تعداد بي‌شماري از مردم غيرنظامي بيگانه را هدف قرار مي‌دهد. بيكاري، تبعيض، انزواي اجتماعي گريبان‌گير همه جوامع است و گرچه جهاني شدن باعث شده كه جهانيان به يكديگرنزديك‌تر شوند ولي در عين حال عناصر ضدجامعه مدني را نيز مشمول منافعي نموده كه افزايش فساد، جرائم سازمان يافته و قاچاق فرامليتي مواد مخدر، اسلحه، مواد سمي و حتي قاچاق انسان‌ها و به خصوص زنان براي بهره‌كشي جنسي، جلوه‌هاي آن‌هاست. در چنين شرايطي چگونه مي‌توان از جهاني شدن حقوق بشر صحبتي به ميان آورد؟
فرد در عصر جهاني شدن، نياز به حمايتي مؤثر در برابر سوء استفاده از قدرت در هر شكل و هر مكان دارد و اين مهم در اين زمان تنها از عهده اشكال نوين همبستگي سازمان يافته بين‌المللي كه با حفظ پويايي خود در حال تحول و تكامل است، برخواهد آمد.
تقويت و احياي سازمان ملل متحد كه در سال‌هاي اخير به صورت يك اولويت درآمده است تا حدود زيادي در گرو موفقيت اين سازمان در برخورد با اين چالش‌ها از قديمي گرفته تا جديد- و نه صرفاً در تئوري و بلكه در عمل- براي رونق بخشيدن به حقوق بشر است. برنامه فعلي سازمان ملل متحد براي حقوق بشر، راه دشوار و در عين حال موفقيت آميزي را با وجود دلسردي‌هاي مكرر در مقابل چالش‌هاي متعدد طي كرده است.
سازمان ملل متحد فعاليت‌هاي خود را بر پايه اين اصل استوار نموده كه حقوق بشر حالت جهانشمول و غيرقابل تجزيه‌اي دارد. عملاً اين بدان معناست كه همه حقوق و آزادي‌ها- حقوق اقتصادي و نيز آزاديهاي سياسي و مدني- با هم مرتبط و وابسته هستند و بايستي به صورت برابر ارتقاء يابند و حفظ شوند. چنانچه تعدادي از اين حقوق به قيمت از دست رفتن برخي ديگر ارتقاء داده شوند، آنگاه همه حقوق مزبور زير سوال قرار مي‌گيرند. به همين دليل، سازمان ملل متحد همواره در پي رويكردي متوازن و جامع نسبت به ارتقاء مؤثر همه حقوق بشر، منجمله حق توسعه بوده است.
ما در معرض تحولات گوناگون جهاني شدن از جمله ظهور صنايع جهاني ارتباطات، رشد شركتهاي چندمليتي، تاثير بازارهاي مالي جهاني، گرم شدن سياره زمين و اقدامات بين‌المللي مربوط به حقوق بشر قرار گرفته‌ايم. عوامل فوق به ايده جامعه جهاني اهميت خاصي بخشيده است. بشر امروز مي‌داند كه محدوديت‌هاي جغرافيايي هر روز كم‌تر شده و جهان به يك مكان واحد تبديل مي‌شود.
حقوق بشر به رغم بيش از نيم قرن تلاش بين‌المللي در زمينه وضع قواعد و هنجارها و تأسيس نهادها و سازوكارهاي اجرايي همچنان با چالش‌هاي بزرگي رو به رو است و آن چه كه مي‌توان به عنوان انگيزه نگارنده اين رساله مطرح كرد، اهميت رو به رشد و روز افزون مفهوم حقوق بشر مي‌باشد كه با توجه به ماهيت انعطاف‌پذير اين واژه و تعابير و تفاسير گوناگوني كه كشورها با توجه به طرز تلقي خود از حقوق بشر دارند- كه اين تلقي برخاسته از تاريخ، فرهنگ و سياست كشورها مي‌باشد- متفاوت است و التفات به نقش سازمان ملل متحد در جهت جهاني كردن حقوق بشر و همچنين بررسي مهم‌‌ترين موانع و چالش‌هايي كه در راه جهاني شدن حقوق بشر را سد كرده‌اند. در ارتباط با ماهيت اين تحقيق بايستي گفت كه حقوق بشر از لحاظ تئوريك، جهاني است و در اين رابطه مانعي وجود ندارد و در حقيقت هدف بنده از پيگيري اين تحقيق بررسي موانع حقوقي جهاني شدن حقوق بشر در مرحله اجراي آن مي‌باشد.

بيان مسأله
جهاني شدن باعث افزايش شمار پيوندها و ارتباطات متقابلي كه فراتر از دولت‌هاست مي‌شود و نظام جديد جهاني را به عنوان يك واحد عظيم و قدرتمند متشكل از ثروت، قدرت و دانايي خلق مي‌كند. دهكده جهاني، بهتر از هر اصطلاح ديگري مبين اين مفهوم است، دهكده‌اي كه هم عنصر كوچك شدن جهان اقتصاد و فرهنگ را به لحاظ سهولت و سرعت ارتباطات نشان مي‌دهد و هم عنصر آگاهي و اطلاعات را به لحاظ نزديكي و عدم بعد زمان و مكان به نمايش مي‌گذارد. جهاني شدن تمام مرزها را درمي‌نوردد و ما را وادار به تغيير يا تعديل رويه‌هاي سياسي مي‌كند. به همين دليل امروزه بيش از هر زماني سخن از مرگ دولت‌ها به ميان مي‌آيد و قدرت تصميم‌گيري را فراتر از مرزهاي ملي قرار مي‌دهد.
در زندگي بين‌المللي كنوني، بسياري از مسائل جهاني شده و موضوعات زيادي با خروج از شمول مسائل داخلي، جزء مسائل بين‌المللي يا از جمله مسائل مورد علاقه جهاني گرديده‌اند. از جمله اين مسائل جهاني شده، موضوع حقوق بشر است.
بعد از جنگ جهاني دوم، منشور ملل متحد با پيوند دادن صلح و امنيت بين‌المللي با رعايت حقوق بشر، در موارد مختلف از کشورها خواست که براي پيشبرد حقوق بشر و آزادي‌هاي اساسي همکاري نمايند. به طور کلي سازمان ملل متحد با طرح و تصويب قطعنامه‌ها و به خصوص کنوانسيون‌ها و ترغيب دولت‌ها به امضا و تصويب آن‌ها و بالتبع از طريق الزام قراردادي، کشورهارا متعهد به اجراي موازين حقوق بشر مي‌نمايد تا در مراجع بين‌المللي پاسخگوي ميزان عمل به اين تعهد قراردادي باشند.
بي‌ترديد، سازمان ملل تلاش‌هاي فراواني در زمينه توجه به مسائل حقوق بشر، حفظ و ارتقاي حقوق و آزادي‌هاي اساسي افراد انساني و در نهايت جهاني شدن حقوق بشر به عمل آورده است.
در اين راستا، قريب به يكصد سند، اعلاميه، كنوانسيون و م
يثاق در زمينه ابعاد مختلف حقوق انساني از سوي ملل مختلف تصويب شده است. هر سال، در مباحث عمومي و سالانه مجمع عمومي سازمان ملل متحد در نيويورك و كميسيون حقوق بشر در ژنو، بحث حقوق بشر يكي از مباحث عمده بين‌المللي را تشكيل مي‌دهد. نمايندگان و گزارشگران ويژه، گزارش‌هاي خود را از وضعيت حقوق بشر در كشورها و در زمينه‌هاي مختلف به اركان مزبور ارائه مي‌دهند.
كوشش‌هاي ديگري نيز از سوي مجمع عمومي و ارگان‌هاي مختلف سازمان ملل به عمل مي‌آيد كه معيارهاي بين‌المللي حقوق بشر به مرحله اجرا و عمل درآيد. نمايندگان ويژه، گزارشگران ويژه، گروه‌هاي كاري و ارگان‌هاي ناشي از معاهدات حقوق بشري، امروزه اهميت زيادي به توسعه روش‌هايي براي پيشرفت اجراي حقوق بشر مي‌دهند. آموزش حقوق بشر و ايجاد فرهنگ حقوق بشري، در بلندمدت، عنصر اساسي ارتقاء، احترام و رعايت حقوق بشر محسوب مي‌شود. همه افراد و گروه‌ها و مردم بايد از حقوقي كه مي‌توانند داشته باشند و مكانيزمي كه براي حفظ و حمايت از آن وجود دارد مطلع باشند. تشويق براي تشكيل نهادهاي ملي و منطقه‌اي حقوق بشري كه در كنفرانس جهاني حقوق بشر وين مورد تأكيد قرار گرفته و تشكيل اين‌گونه مؤسسات در برخي مناطق و كشورها، از جمله گام‌هاي مثبتي است كه در جهت رعايت حقوق بشر از سوي سازمان ملل برداشته شده است.
نظام بين‌الملل حقوق بشر، از لحاظ سياسي و حقوقي، حاکميت دولت‌ها را محدود کرده و اصل عدم مداخله در امور داخلي دولت‌ها را تعديل نموده و کشورها تحت تأثير و نفوذ شرايط بين‌المللي، قواعد آمره حقوق بشر بين‌المللي و تعهدات در مقابل جامعه بين‌المللي به حقوق اساسي بشر و نقش سازمان ملل متحد در جهت حمايت از حقوق بشر قرار دارند.
سازمان ملل متحد با عبور از پنج مرحله استقرار، پيشرفت، اجرا، گسترش و ضمانت اجرايي حقوق بشر، نظام بين‌المللي حقوق بشر را تحکيم بخشيد.
حقوق وقتي کارايي دارد که به اجرا گذاشته شود، بدون شک حقوق بين‌الملل از اين اصل مستثني نيست. براي اجراي مضامين موجود در منشور در مورد حقوق بشر، جامعه جهاني به همکاري و صميميتي متقابل نياز دارد. اين در حالي است که در بسياري از موارد دولت‌ها مدعي داشتن صلاحيت کامل بر اتباع خود هستند و معتقدند خود مي‌توانند حقوق بين‌الملل را اجرا کنند.
متأسفانه حقوق بشر به رغم حقوق بشر به رغم بيش از نيم قرن تلاش بين‌المللي در زمينه وضع قواعد و هنجارها و تأسيس نهادها و سازوكارهاي اجرايي همچنان با چالش‌هاي بزرگي رو به رو است و با توجه به اهميت فوق‌العاده موضوع حقوق بشر از ديدگاه جوامع بين‌المللي و سوق يافتن حقوق بشر به سوي جهاني شدن، بررسي موانع حقوقي جهاني شدن حقوق بشر و تحقيق پيرامون چگونگي رفع آن موانع از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.
اهداف تحقيق
اهداف اين تحقيق عبارت است از:
ـ تضمين و حمايت بين‌المللي از حقوق بشر براي اجراي بهتر آن در قلمرو جهاني.
ـ فهم نظام بين‌المللي حقوق بشر مبتني بر معاهدات، اسناد و نهادهاي بين‌المللي.
ـ نمايان ساختن موانع حقوقي جهاني شدن حقوق بشر و ارائه طريق به منظور رفع موانع جهت
يكپارچگي و جامعيت حقوق بشر.
ـ علاقه‌مندي به تحقيق در موضوعات حقوق بين‌الملل و خصوصاً مباحث حقوق بشري.

پيشينه تحقيق
در خصوص ادبيات موضوع در ايران يك پايان نامه در دانشگاه آزاد واحد تهران مركز، به بررسي موانع فرهنگي، اقتصادي و سياسي جهاني شدن حقوق بشر پرداخته است، اينك اينجانب به دنبال تكميل اين روند به بررسي موانع حقوقي جهاني شدن حقوق بشر مي‌پردازم
فرضيه‌هاي تحقيق
ـ نظام بين‌الملل حقوق بشر در روند جهاني شدن از طريق تصويب معاهدات و تأسيس نهادهاي متعدد در پي حاکميت حقوق بشر در جامعه بين‌المللي است.
ـ موانع حقوقي در زمره مهم‌ترين موانع جهاني شدن حقوق بشر، اجراي سريع و مؤثر حقوق بشر را دچار مشكل ساخته است.
– عدم ممنوعيت حق شرط در معاهدات حقوق بشري، مجاز بودن خروج از معاهدات حقوق بشري، تبعيت از حاکميت ملي و تأثير بهره‌مندي پنج دولت (امريکا،روسيه، چين، انگليس و فرانسه) از حق وتو، موانع حقوقي تحقق جهاني حقوق بشر مي‌باشد.
ـ نظام بين‌الملل حقوق بشر، از لحاظ سياسي و حقوقي، حاکميت دولت‌ها را محدود کرده و اصل عدم مداخله در امور داخلي دولت‌ها را تعديل نموده و کشورها تحت تأثير و نفوذ شرايط بين‌المللي، قواعد آمره حقوق بشر بين‌المللي و تعهدات در مقابل جامعه بين‌المللي به حقوق اساسي بشر و نقش سازمان ملل متحد در جهت حمايت از حقوق بشر قرار دارند
سؤالات تحقيق
1ـ با توجه به روند جهاني شدن حقوق بشر در جامعه بين‌المللي و نقش سازمان ملل متحد و نهاد‌هاي وابسته، موانع و مشکلات حقوقي که اجراي جهاني حقوق بشر را دچار چالش مي‌کند چيست؟
2ـ آيا موانع حقوقي مي‌تواند در روند جهاني شدن آن تأثير بگذارد ؟
3ـ عملکرد سازمان ملل متحد تا چه اندازه براي اجراي جهاني حقوق بشر مؤثر بوده است؟
اهميت و ضرورت تحقيق
اهميت رو به رشد و روز‌ افزون مفهوم حقوق بشر و ماهيت انعطاف‌پذير اين واژه و تعابير و تفاسير گوناگوني كه كشورها با توجه به طرز تلقي خود از حقوق بشر دارند- كه اين تلقي برخاسته از تاريخ، فرهنگ و سياست كشورها مي‌باشد- و التفات به نقش سازمان ملل متحد در جهت جهاني كردن حقوق بشر و همچنين بررسي مهم‌‌ترين موانع و چالش‌هايي كه در راه جهاني شدن حقوق بشر را سد كرده‌اند از جمله مو
ارد اهميت و ضرورت اين تحقيق مي‌باشد. مسائلي همچون حق شرط و مجاز بودن خروج از معاهدات حقوق بشري، تبعيت از حاکميت ملي و تأثير بهره‌مندي پنج دولت (امريکا، روسيه، چين، انگليس و فرانسه) از حق وتو، به عنوان مهمترين موانع و مشكلات حقوقي جهاني شدن حقوق بشر، اجراي سريع و مؤثر حقوق بين‌الملل بشر را دچار چالش نموده است. از اين رو بررسي اين موانع حقوقي مي‌تواند در جهت رفع مشكل و اقتدار بخشيدن به جهان شمولي حقوق بشر مفيد فايده و مؤثر باشد. حقوقدانان در ايران موانع فرهنگي، اقتصادي و سياسي جهاني شدن حقوق بشر را بررسي نموده‌‌اند، ولي هنوز به موانع حقوقي جهاني شدن حقوق بشر توجهي نشده است. بنابراين بررسي موضوع از اين ديد، موضوعي بديع، جديد و حائز اهميت است.
روش تحقيق
نوع روش تحقيق از يک سو توصيفي (به دليل بيان اجزا، تاريخچه و کنوانسيون‌هاي حقوق بشري) و از سوي ديگر تحليلي (به دليل بيان علل و موانع حقوقي جهاني شدن حقوق بشر) است. به عبارت ديگر ضمن وصف وضعيت موجود نظام بين‌المللي حقوق بشر و اقدامات متقابل سازمان ملل متحد در زمينه حقوق بشر به تحليل و علت يابي موضوع در سطح بين‌المللي توجه نموده و راهکارهاي مناسب و مطلوب در اين زمينه ارائ

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید