دانلود پایان نامه

d Neyrk:Routlege,1998.
كامروا در کتاب خود تحت عنوان “انقلاب ايران ريشه‌هاي آشوب” از سويي با نگرش سياسي، تحولات مربوط به دولت پهلوي به‌ويژه طي دهه‌ي 1970را كه در اثر فشار مورد بحث قرار مي‌دهد. تحولاتي و از سوي ديگر وي با نگرش جامعه شناختي، تحولات اجتماعي جامعه‌ي ايران قبل از انقلاب و بالاخص شکل‌گيري گروه‌هاي مخالف، طبقات اجتماعي حامي آن ها را … مورد بررسي قرارمي‌دهد. وي در بحث چارچوب نظري از يك چارچوب تلفيقي بهره مي‌جويد. در نظر او، ارزيابي علل انقلابي نيازمند يك رهيافت بين رشته‌اي است و به لحاظ روش‌شناسي با اتكا به تبيين هاي ساختاري علي به‌علل وقوع انقلاب مي‌پردازد.
نويسنده ضمن پرداختن ريشه‌هاي تاريخي انقلاب، در فصول اول تا چهارم به شكل‌گيري دولت پهلوي، اصلاحات محمد رضاشاه ، شكل‌گيري حزب رستاخيز، كابينه‌هاي مختلف، مخالفان رژيم و … مي‌پردازد و سرانجام به اين نتيجه مي‌رسد كه وقوع انقلاب اسلامي ايران به‌ دليل تحولات دروني ناشي از نوسازي و اصلاحات شاه و نيز فشارهاي بين‌المللي اجتناب ناپذير بود.
7- محدوده زماني و مكاني پژوهش:
اين پژوهش در نظر دارد تا علل بروز و ظهور گفتمان‌هاي مبارزديني دهه‌هاي 40 و 50 در ايران را مورد تحليل و بررسي قرار دهد.
8- اهداف پژوهش:
هدف بنيادين در اين پژوهش شناخت ريشه‌ها و پيدايش علل ظهور و گسترش گفتمان‌هاي مبارز ديني دهه‌ي 40 و50 وشناخت هر يک از گفتمان‌ها در دهه‌هاي ياد شده مي باشد. آسيب شناسي ساختار سياسي و اجتماعي وضع موجود و ناکارآمدي گفتمان‌هاي ديگر، موجب ظهور و گسترش گفتمان‌هاي ديني و رفتارهاي متناسب با آن گرديد. همچنين با تحليل علمي کنش‌هاي سياسي نهادهاي مذهبي و حتي کارکردهاي سياسي و حکومتي در سطح کلان بيان مي‌شود و نيز چگونگي استقرار نظام خاص ترکيبي با رويکرد ديني از نوع جمهوري اسلامي کاملا متأثر از تحول گفتماني و در چارچوب عناصر و ساز وکارهاي گفتمان ديني بررسي مي‌گردد.
9- ماهيت تحقيق:
از نظر ماهيت اين تحقيق از نوع بنيادي و توسعه‌اي است.
10- فنون و رويكردهاي جمع‌آوري اطلاعات:
روش پژوهش حاضر تحليل گفتماني وتاريخي- تلفيقي است و در تدوين اين اثر از منابع كتابخانه‌اي و اسناد استفاده خواهد شد، به علاوه اينكه ، در كنار اين منابع از منابع مجازي معتبر نيز در صورت نياز بهره‌گيري خواهد شد.
11- تعريف برخي از مفاهيم:
گفتمان1 :
به طور خلاصه بايد گفت “گفتمان نظام معنايي بزرگتر از زبان است”. گفتمان مشتمل بر عناصر زبانشناختي و فرا زبان‌شناختي است. عناصر غير زبانشناختي عبارتند از حرکات، پديده ها، ساختارها و … معنادار. در تلقي گفتماني از روابط اجتماعي هر چيزي واجد معنا و داراي قابليت تفسير شدن مي‌باشد. گفتمان نوعي ارتباط يا مفاهمه زباني است که شکل آن توسط اهداف اجتماعي آن تعيين مي‌شود.
تحليل گفتماني2 :
تحليل گفتماني در زبان فارسي به سخن‌کاوي، تحليل کلام و تحليل گفتار نيز ترجمه شده است. تعاريف بسياري از تحليل گفتمان شده است، اما در مجموع مي توان آن را چنين تعريف کرد:
“تحليل گفتمان چگونگي تبلور و شکل گيري معنا و پيام واحدهاي زباني را در ارتباط با عوامل درون زباني(زمينه متن، واحدهاي زباني، محيط بلافصل زباني مربوطه و نيز کل نظام زباني) و عوامل برون زباني (زمينه هاي اجتماعي، فرهنگي و موقعيتي) بررسي مي کند”. (لطفي پور ساعدي،1372: 10).
هژموني:
در معناي لغوي، به معناي رهبري، اقتدار يا نفوذ است.
نوسازي:
نوسازي يک فرايند مرحله به مرحله، تغييري تدريجي و تکاملي است که از مرحله ابتدايي، ساده و سنتي آغاز و به‌ مرحله پيچيده، مدرن با ساختاري متمايز و افتراق يافته به پايان مي‌رسد. از منظر جامعه‌شناختي، نوسازي معمولاً به ابعادي چون تفکيک و تمايز اجتماعي نقش‌ها و دگرگوني در کنش‌ها و غالب شدن کنش‌هاي عقلاني و منطقي در بين افراد جامعه توجه دارد.
نوسازي و توسعه خطي:
اين نظريه در دهه‌ي 1950به عنوان مدل و الگوي غالب در باب توسعه كشورها، به‌ ويژه جهان سوم مطرح شد، كه عبارتند از فرايندي يگانه، مترقي، تك خطي، يك سويه، مرحله‌بندي شده و برگشت‌ناپذير كه به سوي الگوي مطلوب (ايلات متحده آمريكا) در حركت است.
مدرنيزاسيون:
مدرنزاسيون يک فرايند اجتماعي است که بر عواملي همچون دنيوي شدن، فرد گرايي، دستاوردهاي اکتسابي به جاي مزاياي انتسابي، آينده نگري و تفکيک ساختاري متمرکز است.

گفتمان ديني:
هر گفتمان بر آمده از شخصيت يا گروهي است که نه تنها گرايش به اسلام دارد، بلکه خاستگاه و جوهره و جهان بيني‌اش اسلامي است كه مي‌خواهد اين جهان بيني را در مسائل مختلف مطرح و در زندگي عمومي و زندگي روزانه اجرايي کند. گفتمان ديني عموماً نگاهي معرفتي، متغير و نسبي به علم دارد و حقيقت را حقيقتي محدود و قابل بازنگري و تفسير، با توجه به تغيير زمان و مکان مي‌داند.
التقاطي:
به فرد يا گروهي گفته مي‌شود كه از نظر مكتب يا ايدئولوژي به تركيب يا تلفيقي از مكاتب و انديشه‌هاي مختلف معتقد است. يعني از هر مكتبي بخشي را كه مورد پسند اوست، گرفته و با مكتب ديگري مخلوط كرده و يك مجموعه نامتجانس به‌وجود مي‌آورد.
گفتمان اسلام التقاطي:
التقاطيون بيشتر در پي آن بودند که مارکسيسم يا ملي‌گرايي را با اسلام بياميزند. اما امروزه صاحبان جريان التقاطي عمدتاً مي‌کوشند از عناصر ليبراليزم براي التقاط با اس
لام بهره برند و از اصلاح دين، قرائت‌هاي مختلف، سکولاريزم و پلوراليزم ديني سخن مي‌گويند.
اسلام ليبرالي:
کوشش نهضت آزادي و ملي – مذهبي‌ها براي تلفيق اسلام با علم جديد و پاي فشاري بر مفاهيم آزادي و دموکراسي.
اسلام سياسي:
قرائتي است که معتقد است اسلام پاسخگوي همه مسائل اجتماعي، سياسي جامعه است.
12- سازماندهي پژوهش:
پژوهش حاضر در هفت فصل تنظيم گرديده است. فصل اول به کليات اختصاص دارد که طرح کلي پايان‌نامه را تشکيل مي‌دهد. به ويژه آنکه مشخص مي‌سازد که پژوهشگر به دنبال چيست؟ بنابراين در اين فصل، طرح مسأله، سؤال اصلي پژوهش، سؤالات فرعي، پيشينه و ادبيات موضوع، محدوده زماني و مکاني پژوهش، فرضيه اصلي، فرضيات فرعي، اهداف پژوهش، روش و ماهيت تحقيق، چارچوب نظري، متون و جمع آوري اطلاعات، رهيافت و تعريف برخي از مفاهيم به اختصار توضيح داده شده است.
فصل دوم شامل مباني نظري و روش‌شناسي است که ضمن تعريف اجمالي در باب نظريه گفتمان و شناسايي برخي از صاحب نظران آن بويژه فوکو، پشتو، فرکلاف، در چارچوب نظري و روش انتخابي براي تحليل و بررسي موضوع ،نظريه گفتماني لاکلا و موفه در قالب يک دسته بندي منسجم و کاربردي نسبت به آثار موجود در اين زمينه مورد بررسي و تحليل قرار مي‌گيرد.
فصل سوم به فضاي گفتماني دهه‌هاي 20 و30 اشاره دارد که پس از سقوط حکومت رضاشاه، جامعه‌ي ايران شاهد ظهور و رقابت و منازعه بين گفتمان‌هاي مختلف در دهه‌هاي فوق بوده است که با رويکردي گفتماني و در چارچوب نظريه لاکلا و موفه مورد واکاوي قرار مي‌گيرد.
فصل چهارم به شکست و ناکارآمدي گفتمان‌هاي مبارز غيرديني اشاره دارد، که به بررسي تحولات تاريخي اين دوره و علل شکست و ناکارآمدي گفتمان‌هاي مبارز غير ديني از جمله مارکسيسم و ملي‌گرا مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
در فصل پنجم توضيحاتي در رابطه با گفتمان مدرنيستي پهلوي دوم داده خواهد شد. در اين فصل به دنبال پاسخ‌گويي به اين سؤال هستيم که چرا گفتمان مدرنيزم پهلوي نتوانست در دهه‌هاي 40 و 50 هژموني خود را تثبيت نمايد.
فصل ششم که مبحث اصلي ما را تشکيل مي دهد، کنکاش و جستجو در پاسخ به علل ظهور و گسترش گفتمان‌هاي ديني دهه هاي 40 و50 در ايران مي باشد.
فصل هفتم چگونگي هژمون شدن گفتمان اسلام سياسي به عنوان گفتمان مسلط مورد واکاوي قرار مي‌گيرد .
و در نهايت نتيجه گيري، پيوست ها و کتابنامه پژوهش بيان خواهد شد.

فصل دوم
چارچوب نظري و روش‌شناسي

مقدمه:
چارچوب نظري از مراحل تعيين کننده روش تحقيق است که بر مبناي نظريه خاص موجود به اثبات منطقي و همبستگي بين پديده‌هاي مورد مطالعه در آن تحقيق مي‌پردازد. بررسي ادبيات نظري در يک کار پژوهشي مي‌تواند دلايل انتخاب يک نظريه را توسط محقق از ميان ساير نظريه‌ها، جهت کاربرد به عنوان چارچوب نظري تبيين نمايد. گفتمان به عنوان يکي از چارچوب‌هاي نظري است که در پژوهش حاضر مدنظر مي باشد. از جمله مفاهيم مهم و پر کاربردي که در شکل دادن به تفکر فلسفي، اجتماعي و سياسي مغرب زمين در نيمه دوم قرن بيستم نقش بسزايي داشت و هنوز هم دارد، مفهوم گفتمان3است (عضد انلو،1380: 13). اين واژه که سابقه آن به قرن 14 ميلادي باز مي گردد، از واژه فرانسويDiscours و لاتين Discurs-us به معناي گفتگو، محاوره، گفتار و از واژه discurs-um به معناي طفره رفتن، سرباز کردن، تعلل ورزيدن و… بکار رفته است (مک دانل،1380: 10). اما ظاهرِاً اولين بار اريک هريس اين اصطلاح را در مقاله خود تحت عنوان “تحليل گفتمان” به کار برده است. وي در اين مقاله ديدي صورت گرايانه و ساختارگرايانه به جمله و متن دارد (تاجيک ،1379: 22).
بعد از مدت نسبتاً کوتاهي اين مفهوم راه خود را درحوزه‌هاي فرهنگي و زبان ما باز کرد که در زبان فارسي به معناي گفتار، سخن، وعظ، خطابه تعبيير شده است (عضدانلو، همان منبع: 13). از همين‌رو اين واژه در طول زمان توسط محققان رشته‌هاي مختلف با معاني متفاوت، ولي نزديک به‌ هم بکار رفته است؛ اما به گفته‌ي تئون اي‌ون دايک مفهوم آن همانند مفاهيمي چون زبان، ارتباط، جامعه و فرهنگ اساساً مبهم است. (ون دايک ،1382: 15). در بيان کلاسيک آن، گفتمان به زبان، به عنوان حرکت و عمل تعبيير شده است به عبارت ديگر گفتمان و مفاهيم که اجزاي تشکيل دهنده ساختار زبان هستند ثابت و پايدار نبوده و در زمان‌ها و مکان‌هاي متفاوت ارتباطات آنها به دليل شرايط اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي دگرگون شده و معاني متفاوتي را القا مي کنند (عضدانلو،1380: 16-13). دراواخر دهه‌ي 1960ابتدا در فرانسه تحولاتي در نگرش و چگونگي شکل‌گيري و پيدايش معنايي4 به وجود آمد که نتايج عيني آن شامل نظريه‌پردازي در باب گفتمان بوده است (مک دانل، 1380 :55).
نظريه گفتمان از علوم تفسيري5 مانندهرمونتيک، پديده شناسي، ساختارگرايي و شالوده‌شکني الهام مي‌گيرد (مارش و استوکر 1378: 196). هر چند نظريه گفتمان ريشه‌هاي قوي در سنت و ديدگاه‌هاي نظري گذشته دارد، اما رويکردي نسبتاً نو در تحليل سياسي است. اين نظريه در ايده‌ها و مفروضات خود از رويکردهاي نويسندگان مارکسيست همچون آنتو نيوگرامشي ولويي آلتوسر و نظريه‌پردازان فرامدرنيست مانند: ميشل فوکو و ژاک دريدا و فرديناند سوسوربهره برد (مارش و استوکر، همان:220). ريشه نظريه‌هاي گفتمان به زبا
ن‌شناس سوئيسي “فرديناند سوسور” باز مي‌گردد. وي با طرح ساختارهاي زباني، نخستين گام‌ها را در ايجاد نظريه گفتمان برداشت (هدايت،1385: 457). اين نظريه با الهام از زبان‌شناسي سوسوري بر اهميت زبان در بازنمايي و بازسازي جهان اجتماعي تاکيد مي‌کند. به طور کلي مي‌توان گفت که نظريه گفتمان در دو حوزه متفاوت رشد يافت؛ در حوزه زبان شناسي و در حوزه فلسفه سياسي. اين نظريه در حوزه زبان شناسي به گفتمان انتقادي شهرت دارد که مهمترين نظريه پرداران آن ون دايک، روث وداک و فرکلاف است و در حوزه فلسفه سياسي؛ فوکو و لاکلاو و موفه سرشناس‌ترين نظريه‌پردازان گفتمان به شمار مي‌روند.
نظريه گفتمان به تدريج تحول يافت و به حوزه‌ي علوم اجتماعي وارد گرديد ، سير تحول تحليل گفتمان در زبان شناسي را مي‌توان به ترتيب در قالب تحليل گفتمان ساختار گرا، نقش‌گرا و تحليل گفتمان انتقادي خلاصه کرد. در تحليل گفتماني ساختارگرا، گفتمان به مثابه زبان در سطحي بزرگ‌تر از جمله به کار گرفته مي‌شود، تحليل گفتماني نقش‌گرا که گفتمان را به مثابه زبان به هنگام کاربرد


دیدگاهتان را بنویسید